آدینه رو با دو نفر از دوستان والاحضرت و خانواده هاشون رفتیم رودهن. سفر نیم روزه خوبی بود. آسمون صاف و آبی و کلا با آسمون تهران قابل مقایسه نبود.

کمی تپه نوردی کردیم. مردها طبق معمول آتیش درست کردن و کلا روز تعطیل خوبی بود.

یک هفته ای هست که میرم استخر برای یاد گرفتن شنا. بازنشسته ها حسرت ما رو می خورن و ما حسرت بچه های ابتدایی که زنگ ورزش رو به یادگیری شنا می گذرونن. 

شنا رو دوست دارم و از اینکه دارم یه کار جدید یاد میگیرم خوشحالم. هر چند بعضی موقع ها فکر می کنم آب باید یک ذره گرم تر باشه. ولی خب حتما یک استانداردی داره و فشارخون من مثل همیشه پایینه. 

کتاب بیوتی رضا امیرخانی رو دارم می خونم و فعلا چیزی در موردش نمی نویسم.