پ3: یک ساعت در آزمایشگاه
پات که به دکتر وا بشه ول کنت نیست. آزمایش، سونو، آزمایش، سونو. حالا هربار هم که تمام آزمایشات سالم باشه باز صفحه دفترچه رو ورق میزنه از همون آزمایشای قبلی می نویسه و میگه: دو ماه دیگه تکرار کن.
حالا تو هم پر علامت سوال باشی که جواب این آزمایشا که سالمه. دارو هم که نباید بخورم دوماه دیگه چی میشه؟؟
مهم نیست این علامت سوال ها. بعد هم بهت میگه حتما فلان آزمایشگاه برو.
رفتم آزمایشگاه. شلوغه. زار و نزار همه نشستن و به دهن آقای صندوق چشم دوختن. نزدیک صندوق یه صندلی خالیه، می شینم. آقای صندوق صدا می زنه: آقای... 250 تومن میشه. مرد انگار فحش شنیده با عصبانیت کارتش رو میده به صندوق.
- : خانوم... 730 تومن میشه. زن و مرد نگاه می کنن به همدیگه. پچ پچ می کنن و بعد: آقا ... نمی خواد دفترچه رو بده.
یک ساعتی که تو آزمایشگاه بودم مدام این صحنه ها تکرار شد. خیلی حس بدیه که گاهی فقط باید ببینی و هیچ کاری از دستت برنمیاد.

